خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

میخاستم برم کلاس اما...

يكشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۵۴ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

یک شنبه 18 بهمن 1394

امروز میخاستم صبح زود بیدار بشم و بعد از گرفتن یه دوش کوتاه برم کلاس دکتر سرکرده.

برا 6:20 ساعت گذاشته بودم اما  ساعتم تا 7:06 زنگ زد و من قطع کردم اخر سرم گفتم کلاس کیلو چنده بابا خواب رو عشق است:)

بعدم که بیدار شدم رفتم بانو.

عصری هم یه دوش گرفتم و دوباره بانو.

الانم میخام بخوابم:) 

  • مهم نیس

نظرات  (۱)

  • حمید بزرگوار
  • ای بی مزه! پیشنهاد می کنم خاطرات باحال تری بنویسید
    من وبلاگ شما را در وبلاگ های دنبال شده قرار می دهم شما هم لطفی کنید و این کار را برای وبلاگ شگفت دانلود انجام دهید ممنون
    پاسخ:
    از ما همیس!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی