خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

عجب تولدی بود!

جمعه, ۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۲۵ ب.ظ | مهم نیس | ۲ نظر

جمعه 7 اسفند 1394

امروز صبح بعد از خوردن صبحانه نشستم پای لب تاب و سرگرم پروژه راه شدم تا ظهر.

عصری هم رقتیم رای دادیم و بعدم رفتیم خانه مادربزرگ.

اما بذار از تولد مرتضی.ش بگم.

رفتیم دفتر برای تولد. با محسن رفتیم که کادو بگیریم براش. اول قصدمون خریدن کمربند لاغری بود اما با توجه به قیمت بالاش نخردم  و لاک،رژ لب،  مداد چشم و سرلاک خردیم:)))

رسیدیم به کیک. تا اومدیم چشم به هم بزنیم دوستان لطف کردن و مثل این فوتبالیست ها هست که میمالن به صورت هم ، دوستان هم حمله کردن به کیک حمله هااا و با دست در عرض یک ثانیه تموم شد.

به سر و صورت هم مالیدن و لباس و مو همه رئ کیک مالی کردن:))

کادو ها رو هم استفاده کردیم هاااا

همه رژ لبی شدن خود مرتضی که دیگه هیچی...

سرلاک ها رو ریختیم رو سرش:))

رحم کردیم و لاک رو استفاده نکردیم چون پاک نمیشد!!

خلاصه همه خوش گذشت البته پیرهن من هم کثیف شد که تو حموم کلی زحمت کشیدم تا پاک شد.

  • مهم نیس

نظرات  (۲)

  • سید مصطفی موسوی همایون
  • سلام خسته نباشید
    با انواع طراحی های گرافیک در خدمتتون هستیم...
    وبلاگ:http://amaragha.blog.ir
    تلگرام:https://telegram.me/ammaragha
    اینستاگرام:https://www.instagram.com/amaragha2000
    عمـــــار گــــراف
    خخخخ لاکم میزدید یهو!
    پاسخ:
    پاک نمیشد متاسفانه،وگرنه حتما امتحانش میکردیم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی