خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

امشب هم عنوان نداره!!!

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ | مهم نیس | ۲ نظر

پنج شنبه 5 فروردین 1395

امروز صبح سرحال از خواب بیدار شدم و بعد از خوردن صبحانه رفتیم دیدار دوستان بصائری.

عصری هم که رفتیم بازی و عصر های با نشاط عید رو بگذرونیم.

الانم که مهمون اومده برامون:(

عمه شون و عموشون با بودنشون مشکلی ندارم ها اما امان از این بچه هاشون کلا رو اعصابن هم امید  هم مجتبی و هم مرتضی اما امیرعلی بنده خدا:(( باید درمونش رو از حاجی بپرسم براش این دکتر و کارهاشون که اصلا روش اثر نداشته هر سری که میاد سبزوار فرقی با قبلش نداره.

الانم باید برم دیگه مهنون نشسته تو خونه رشته:)

  • مهم نیس

نظرات  (۲)

کاش میشد ی دارو خواب آوری چیزی بدن به این بچه هاشون قبل اینکه برن مهمونی! وای وای وای!!!
پاسخ:
تازگیا از در هم وارد میشن رمز وای فای میخان از ادم
+ همیشه به مهمونی و خوشی...
پاسخ:
همچنین برای شما
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی