خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

عروسی ای عروسی

چهارشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۱:۴۳ ق.ظ | مهم نیس | ۲ نظر
سه شنبه 10فروردین 1395
امروز یعنی امشب عروسی حمید اقا بود و برنامه داشتیم براش.
صبح که یکم خرید کردم برای خونه و بعد هم رفتم بانو تا چنتا تلفن بزنم برای هیات فردا.
عصری هم که بعد از بازی و اذان رفتیم عروسی:)
پول چاپ کرده بودیم با عکس حمید اقا تا بزارین تو پاگت براش اما وقتی با محمد اقا درمیون گذاشتیم مجوز ریختن رو سر حمید اقا رو گرفتیم البته برای این کار تعدادش کم بود اما خو ریختیم رف دیگه.
از جلف بازی های و ادا در اوردن هامون تو عروسی دیگه هیچی نمیگم:)
  • مهم نیس

نظرات  (۲)

پسرا م برا عروسی رفتن ذوق میکنن؟!!!o___0
مبارکشون باشه!:دی
پاسخ:
عروسی حمید بود خو
همیشه به عروسی و خوشی....
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی