خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

از فردا شروع میکنم:)

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

جمعه 20 فروردین 1395

امروز صبح مثل هر جمعه رفتم نونوایی.

بعد از خوردن صبحانه نشستم پای لبتاب تا مدیریت رو بخونم اما امان از رفیق ناباب اماااااااااااان.از دوستانن که جویا شدم دیدم هیچ کس نخونده گرچه میدونم فردا همشون خوندن و امتحان رو هم خوب و کامل میدن اما منم که اصلا حال نداشتم نخوندم و فقط 15 صفحه خوندم از فک کنم حداقل 400 صفحه:(((

خوب با درس نخوندن بقیه وقتم به اینترنت گردی و کمی هم خوندن کتاب گذشت.

از اول قرار بر این بود که از فردا شروع کنم به درس خوندن. مصادف با اول ماه رحب هم که شده و یکسری کار دیگه هم انجام خواهم داد به امید خدا امیدوارم اون کارها هم مثل این روزنوشت ها تداوم داشته باشه.

خدا کمکم کنه.

  • مهم نیس

نظرات  (۱)

واقعا امان از دوست های ناباب
پاسخ:
البته من منظورم ناباب نبود ها :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی