خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

همش خواب بودم الان که فکر میکنم!!

پنجشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۱۲ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395

امروز صبح تا ساعت ها ی 9 بود خواب بودم.

بعد از خوردن صبحانه رفتیم یه سر به خونه مادر بزرگ بزنیم.

بعد ار نهار دوباره تا ساعت 5 خواب بودم وبعدشم رفتیم مصلا.

الانم که پای اینترنتم و دارم روزنوشت های روز های قبل رو که ننوشتم مینویسم.

  • مهم نیس

نظرات  (۱)

:)))) خداقوت کاکو.

پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی