خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه

چند روزی مشهد بودم

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۰ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر
از روزی که قرار شد نوشتن رو شروع کنم رفتم مشهد بریا زیارت امام رضا اونجا هم که اینترنت درست و حسابی نداشتم که مطلب بذارم این شد که این چند رو ننوشتم اما حالا ک پیش خودمون بمونه یادمم رفته بود :)
خوب از این چند روز بگم که بعد از نماز های صبح میرفتیم زیارت و بعد که میخابیدم تا ظهر بعدشم کتاب میخاندم و ریاضی درس دادم به مرتضی!
این چند رو زبه همین منوال گذشت.
راستی یه شب هم رفتیم خرید چیزی که ازش متنفرم
از فردا ماه رمضون شروع میشه و باید روزه بگیریم میخام اگر بشه شب ها زود بخابم و بعد از نماز تا طلوع افتاب بیدار بمونم و حالا کار هایی انجام بدم امیدوارمم که خواب امونم بده و به عمل برسه این برنامه.
و دیگر هیچ
  • مهم نیس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی