خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳۰ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

خوب تموم شد!

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

چهارشنبه 30 دی 1394

حال نوشتن ندارم اما همین رو بگم که امروز دوتا امتحانم خوب شد خداروشکر

یک روز و دو امتحان:(

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۴ ب.ظ | مهم نیس | ۲ نظر

سه شنبه 29 دی 1394

فردا دوتا امتحان دارم. دو تا امتحان سخت هااااا

امروز صبحم که میتونم بگم هدر رفت اما عصری بد نبود با بچه ها یه مرور کلی بر فولاد کردیم.

اما بنا مونده هیچی بلد نیستم هیچی ها:((

داره تموم میشه

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۵ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

دوشنبه 28 دی 1394

امروز رو فولاد خوندم تا ببینم بنا رو چیکار کنم. به امید علی بوق بودم که اونم میگه فردا عصر شروع میکنم به خوندن.

جزوه بنا رو که امروز گرفتم و حجمش رو دیدم حالم گرفته شد.

اگر یه چند روز دیگه دوام بیارم تموم میشه امتحانت البته تموم شدنش مهم نیس اون بازه بعد امتحانات مهمتره از خود امتحان ها ایام نمره ها و افتادن ها مشروط هم که میشم:(((

برم برم که ظهر هم نخابیدم و الانم باید فولاد رو تموم کنم 

اولین امتحان خوب

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۴۱ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

یک شنبه 27 دی 1394

بعد از تر زدن تو تو امتحان قبلیم امروز امتحان روسازی بد نبود و امیدوار کننده بود انشاالله بدون دردسر پاس میشه اما اون تای قبلی...

امروز صبح که امتخان بودم و بعدشم رفتیم تمرین هاش رو نوشتیم با بچه ها تا یه نمره ای هم به اینا بده بعدم امدم خانه.

بعد از نهار هم یه دل سیر خابیدم.

بعد از اذان تازه شروع کردم به خوندن فولاد.

خدا این دو تای اخر رو هم به خیر بگذرونه. خیلی سخته تو یه روز دو تا امتحان دادن:(

داغونم داغون:(

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

شنبه 26 دی 1394

امروز انتخان داشتم. فردا هم امتحان دارم:(

امتحان امروز که خوب نبوود اصلا امیدوارم پاس بشم دیگه واقعا ظرفیت افتادن رو ندارم این ترم:(((

سرم درد میکنه اساسی و روسازی هم باید بخونم .

الان میخابم تا فردا صبح بلند بشم و یه مزوزی بکنم.

شب امتحانی دیگر!!!

جمعه, ۲۵ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۱۹ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

جمعه 25 دی 1394

امروز از صبح بتن خوندم و دیگر هیچ. البته تا ساعت 9 خواب بودم ها.

عصری هم که رفتم خانه دوستان تا اطلاعات رو باهم شیر کنیم.

الانم میخام چیزایی که استاد حل تمرین فرستاده رو یه نگاه بکنم.

هیچی جزوه خود ادم نمیشه!

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۳ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

پنج شنبه 24 دی 1394

امروز صبح نشستم که ستون ها رو بخونم اما جزوه نداشتم از رو هرچی میخوندم نمیفهمیدم تا اینکه جزوه گم شده خودم پیدا شد همه چی اسون شد برام(الکی هااااا).

امروز کلا کارهای چرت و پرت هم زیاد کردم که اینجا جای نوشتنش نیس.

الانم دارم با محمد حرف میزنم و بعدشم قصد خواب دارم.

شصت و دومی

چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۳۳ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

چهارشنبه 23 دی 1394

ابن شصت و دومین مطلبمه. یعنی شصت و یک روزه که دارم می نویسم از روزام(چی گفتم!!)

امروز از صبح یتن خوندم البته همون قبلی هارو. از این به بعدم میخام برم سراغ بقیش هرچی فکر می کنم میبینم وقت کمه اونم خیلی ای دم روح اونایی که میانترم رو کنسل کردن.

راستی دیشب موقع خواب متوحه شدم یکی از سوال های زلزله رو اشتباه نوشتم یعنی دو نمره پرید یعنی افتادم:(((

عصری هم طبق معمول چهارشنبه ها رفتم هیات برای فردا هم قول استخر دادم اما الان که فکر میکنم میبینم نمیرسم برم:(

الانم برم شام بخورم و در حاشیه رو نگاه کنم و برم سراغ سازه های بتن ارمه(2).

زلزله ای آسان اما...

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۹ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

سه شنبه 22 دی 1394

از صبح رفتم دانشگاه برای درس خوندن با دوستان.

تمزین ها رو حل کردیم و دور هم بودیم کلا به قول علی اصغر اطلاعاتمون رو پاچیدیم رو هم اما...

اسون بود ها اما نمیدونم چرا نتونستم حلش کنم اول که از سه تا جوابی که باید بدست میاوردم دو تا رو حساب کردم و بعدم چیزی رو که درست حساب کردم رو ننوشتم و فکر میکردم اشتباهه در صورتی که اگر مینوشتم سوالم تقریبا کامل میشد.

البته به امید خدا فک میکنم که پاس بشم انشاالله.

از فردا باید برم سراغ بتن و روسازی و اونا رو بخونم و از پیش رو بردارمشون به امید خدا.

شب امتحان

دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۵۸ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

دوشنبه 21 دی 1394

امروز صبح اول یکم روسازی خوندم. نمیدونم چرا استرس هم داشتم . رفتم یه دوش گرفتم و بعدم زلزله دیگه

عصری هم رفتم پیش مهدی اما از اونم چیزی نصیبم نشد. قراره یه مثال برام حل کنه و بفرسته تا یه خاکی تو یرم بریزم.

امیدوارم اولین امتحانم خوب از کار دربیاد. 

خدایا کمکم کن با اینکه میدونم...