خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

خاطرات روزانه من

خاطرات روزانه ام البته اگر تنبلی اجازه بده

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

حکم اباد بودم

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۱ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

جمعه 30 بهمن 1394

امروز صبح رفتم نانوایی و بعدم رفتیم گواهینامه پدر رو گرفتیم از پلیسه بعدم که رفتیم حکم اباد.

میخاستم یه سری برنامه نصب کنم که اصلا حسش نبود و عصری هم چرت زدیم.

از وقتی هم که امدم سبزوار پای اینترنتم:))))

عنوان!!

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۱۶ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

پنجشنبه 29 بهمن 1394

امروز کار خاصی نکردم.

صبح که خونه بودم ، الان هرچی فکر میکنم یادم نمیاد چیکار کردم عصری هم که فوتبال دیدم و اخراش هم رفتم بانو جهانگیری برای صحبت با دوستان برای برنامه فاطمیه و شبی با شهدا.

الانم که اینجام دارم تو اینترنت چرخ میزنم.

تصادف و بازم الافی!

چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۲ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

چهارشنبه 28 بهمن 1394

امروز صبح رفتم کلاس. فقز یه دونه کلاس داشتم و برگشتم خونه.

تو راه  برگشت جلو چشمم یه موتور زد به ماشین پدر. طرف مقصر بود ها اما کلی دویدیم تا ماشین نره پارکینگ و دردسر های بعدش به وجود نیاد یعنی تا ساعت 3 عصر الاف بودیم تو کلانتری و بیمارستان. بنده خدا پاش فک کنم داغون شده خو تقصیر خودش بود فک کنم خیلی سرعت داشت.

بعدم که رفتم هیات. ارمش خاصی میده به ادم مخصوصا اگر بتونی یکم اشک بریزی.

الافی:(

سه شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۵۳ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

سه شنبه 27 بهمن 1394

امروز فقط تنها کار مفیدم رفتن به کلاس بود و خرید برای خانه بقیش همه اش به فنا رفــــــــــــــــــــت:(

تنیس هم انرژی میگیره هاااا!!!!

دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۳ ب.ظ | مهم نیس | ۲ نظر

دوشنبه 26 بهمن 1394

امروز صبح رفتم دانشگاه.

اول که کلاس اندیشه بود که این دانشجویان بوق استاد ینده خدا رو هی پیچوندن و نذاشتن درس بده بعدم که رفتیم به سوی تزبیت بدنی.

تنیس ورداشتم که فعالیتش زیاد نباشه و فشار نیاد بهم این کمر هم راه باد باهام اما خدا شاهده همین جلسه اول که تازه استادش گقت زیاد کاری نمیکنیم و گرم کردن نمیخاد از ترم پیش که تربیت بدنی1 رو داشتم بیشتر خسته شدم و انرژیم گرفته شد.

عصری هم که به زور از چرت عصرانه گذشتم و رفتم کلاس.

الانم که اینجام یعنی یه ، یه ساعتی هست که دارم اینترت گردی میکنم:)

راستی یه خبر بدم هم حامد بهم داد درباره خودش مردیکه از بس مشروط شده راکد شده:(

سرماخوردم!

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۶ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

یک شنبه 25 بهمن 1394

اولین کلاس ساعت هشت صبح رو خواب موندم و با توجه به اینکه استادش بعد خودش رام نمیداد محبور شدم با تاکسی برم و پول اضافه خرج کنم.

تازه یه پوبم دادم برا خوردن صبحانه تو دانشگاه، امیدوارم فردا خواب نمونم.

سرما خورده هم هستم و اصلا حال ندارم.

امروز 3 تا کلاس داشتم و برا نهار هم محبور شدم بیام خونه و حالم گرفته شه چون نهار نداشتم دانشگاه و کارتتم پول نداشت و حال هم نداشتم که پول بریزم توش:)

بعد از اومدن از دانشگاه هم که پای تلویزیون بودم و فوتبال میدیدم.

الانم میخام برم بخابم 

یه سال بزرگ شدم:)

شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۲۵ ب.ظ | مهم نیس | ۲ نظر

شنبه 24 بهمن 1394

امروز یه سال بزرگ سدم فک کنم رفتم تو 23، همیشه مشکل داشتم تو حساب کردن سن!

اولین روز کلاس رفتن هم بود، همه نیومده بودن اما اومده بود در حد تشکیل کلاس

صبح یه کلاس داشتم و عصری هم  یه کلاس.

از موقعی هم که اومدم پای اینترنتم:)

فردا،اولین روز ترم هشت

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۲۳ ب.ظ | مهم نیس | ۱ نظر

جمعه 23 بهمن 1394

امروز صبح بعد از خوردن صبحانه حرکت کردییم به طرف سبزوار.

ساعت های یک بود که رسیدیم.

از وقتی اومدم پای تلویزیونم و فوتبال رو نگاه میکردم، پرپولیس و فولاد مه یکی زدیم و بردیم:)

فردا اولین روزه از کلاس های ترم هشت بریم ببینیم تشکیل میشه یا نه.

روز های تکراری در مشد!

پنجشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۲۰ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

پنجشنبه 22 بهمن 1394

امروز از صبح خانه بودیم قرار بود بریم سبزوار ها اما یهو برنامه عوض شد و گفتن فردا صبح میریم!

عصری اما رفتیم تا حرم و یه زیارت دوباره کردیم:)

الانم حوصلا ام سر رفته بود گفتم بیام ببینم چه خبره اینجا که هیچ خبر نبود

حرم یهو برف

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۱ ب.ظ | مهم نیس | ۰ نظر

چهارشنبه 21 بهمن 1394

امروز هوا اینجا افتاب بود و ما هم رفتیم به سوی حرم.

وسط راه یهو برف گرفت یهو هااا

ما که رفتیم حرم و کلی هم حال داد زیارت.

در ضمن خلاف هم رفتیم ها پلاک ما فرد بود و امروز زوج اما رفتیم تو طرح و تا حرم با ماشین رفتیم:)) برف میومد خو